اصول کلی و روند طراحی معماری

اصول طراحی معماری پذیرایی به روش پلان باز

   آیا به دنبال ایده های اتاق نشیمن با طراحی معماری پلان باز هستید؟ زندگی در خانه ای با طرح پلان باز به آرامی به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شده است ، از یک دفتر خانه در داخل یک اتاق نشیمن گرفته تا یک آشپزخانه. این فضاها باید به خوبی طراحی شده و بتوانند از...

۶ دلیل برای اینکه ساختمان خود را به روش پلان باز طراحی کنید.

اگر در حال طراحی و بازسازی منزل مسکونی خود هستید و فضای کمی هم دارید، طراحی داخلی به روش پلان باز به شما کمک میکند تا از فضا،بهتر استفاده کنید.استفاده از طراحی پلان باز مزایا و معایب خاص خود را دارد. در این مقاله به بررسی مزایای طراحی داخلی منزل مسکونی به روش پلان باز...

اصول کلی روانشناسی محیط در طراحی معماری

رویکرد‌های عمده در مطالعات روانشناسی در فرایند حل یک مسئله، هدف ما و نوع دیدگاهی که به تبعیت از آن برمی گزینیم متفاوت است. مسائل شهری نیز از این امر مستثنی نیستند. در واقع هنگامی که سعی در طراحی با توجه به ویژگی‌های روانشناختی انسان‌ها داریم، بسته به هدف، می‌توان از...

مزایا و معایب طراحی معماری پلان باز در ساختمان مسکونی و شرکتها

طراحی پلان طی دهه ها چه درفضاهای مسکونی و چه در فضاهای اداری به شدت تغییر کرده است. فضاهایی که متشکل از اتاقهای کوچک بسیاری بود به یک فضای یکدست و روان تبدیل شده است. طرح پلان باز با استفاده از یک فضای اصلی و تقسیم فضا به مناطق جداگانه برای استفاده های فردی ، به طرح و...
طراحی معماری روند خلق فضا و به تصویر کشیدن تصورات معمار در قالب نقشه های معماری و اجرایی است.معمار در اصل خالق پروژه های خویش است و می بایست در روند آموزش معماری تمام توانایی های خود را قوت بخشد تا بتواند بهترین خلق را در زمینه معماری داشته باشد.در این مقاله بررسی اصول کلی و روند طراحی معماری میپردازیم.
جهت سفارش طراحی معماری توسط مهندسین خلاق و با تجربه با ما تماس بگیرید.

فهرست مطالب

طراحی معماری و روند شکل گیری پروژه

از قول یکی از معماران به نام تهران در تهیه پلان های ساختمانی (مانوش سرور) اگر بخواهیم خیلی راحت صحبت کنیم، بهتر است یک معمار ابتدا به منظرهای دید و اصطلاحاً ویو توجه داشته باشد، سپس به محل پارکینگ و دستگاه پله، سپس ستون گذاری در آرایشی مهندسی و مناسب، سپس یک پلان با عملکردهای زیبا و پرکاربرد و در نهایت تهیه یک نمای خوب که در واقع خلق کل این اثر از عملکرد به فرم رسیده است و در واقع فرم ساختمان، نشاندهند عملکرد های مناسب آن نیز از نمای بیرونی می باشد.

شناخت امکانات، محدودیت ها، نقاط ضعف و قوت پروژه

مرحله اول در طراحی معماری، شناخت امکانات، محدودیت ها، نقاط ضعف و قوت پروژه می باشد. در این مرحله، با جمع آوری اطلاعات میدانی و بررسی موقعیت قرارگیری بنا، داده ها و آمار موجود، مقررات و ضوابط ملی و منطقه ای و دریافت نظرات و نیازهای کارفرما، دور نمایی از کلیت پروژه بدست می آید. طراحی معماری این بخش فاز مطالعات پروژه را تشکیل می دهد. بخشی از خدماتی که در مرحله مطالعات اولیه توسط طراحان ارایه می شود شامل مطالعات امکان سنجی و تحلیل میزان موفقیت پروژه با توجه به نیاز بازار در طراحی معماری است. بررسی داده های ناشی از این مطالعات کمک شایانی به تعیین کاربری پروژه و تناسب زیر بنای بخش های مختلف در طراحی معماری می نماید. این خدمات به خصوص برای کارفرمایان بخش خصوصی بسیار حیاتی و ثمر بخش خواهند بود. البته مهندسین صنایع و شرکت هایی به صورت تخصصی مطالعات امکان سنجی Feasibility study را می توانند انجام دهند اما بهتراست اینکار همراه با یک مشاور معماری انجام شود.

مطالعات معماری

اولین مرحله در طراحی معماری این است که طراح و سایر عوامل بدانند کار فرما و مهندسین اجرا کننده پروژه چه چیزی میخواهند از این رو طراح باید قبل از هر چیزی بداند که چه چیزی میخواهد طراحی کند ؟ و طرح چه سازه ای را بنا میکند ؟ کار فرما از او چه خواسته هایی دارد ؟ از این رو با ارائه سوالاتی همچون نوع فعالیت سازه چگونه است ؟ که چه افرادی میخواهند در این سازه مشغول به فعالیت یا زندگی شوند ؟ خواسته کار فرما در رابطه با نوع سازه و مصالح بکار رفته چیست ؟ و … میتواند موجب شود تا اطلاعات زیادی در اختیار طراح قرار گیرد .

بدست آوردن اطلاعات در رابطه با سایت پروژه

در این مرحله طراح با حضور مستقیم در سایت پروژه و یا با استفاده از اطلاعاتی که به وی ارائه شده است به بررسی وضعیت هایی همچون وضعیت قرار گیری پروزه و همسایگی آن با سایر پروژه ها و بنا ها و تغییرات اقلیمی و … منطقه می پردازد و به تحلیل سایت معماری می پردازد که در این رابطه میتوانید به مطلب مربوطه مراجعه کنید . هر چقدر در این مرحله اطلاعات بیشتری در اختیار طراح قرار گیرد موجب میشود که در مرحله های بعدی طرح بهتر و دقیق تر و بی نقص تری بدست آید و ایجاد شود .

اصول و روند کلی طراحی معماری

جمع آوری اطلاعات و شناخت عوامل اقلیمی مرتبط با پروژه

طراح باید بداند که سازه یا که به طراحی پلان ساختمان برای آن می پردازد در چه شرایطی قرار دارد و تحت تاثیر چه نوع عواملی است و در چه نوع اقلیم آب و هوایی قرار دارد تا نوع ساختمان و جهت قرار گیری آن و نوع سقف و … ان برای طراح مشخص باشد و او با استفاده از این اطلاعات اقدام به انتخاب طرح مناسب برای سازه کند . از آنجایی که نوع اقلیم همچون میزان بارش و وزش باد و … تاثیر زیادی بر مصالح ساختمانی دارد پس باید معمار در هنگام طراحی طرح مناسبی ارائه دهد تا در هنگام خواندن پلان ساختمان نیز مهندس مجری بتواند این اطلاعات را به صورت دقیق اجرا کند .

مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن نمونه های مرتبط  اجرا شده با پروژه

پس از بدست آوردن اطلاعات لازم نوبت به آن میرسد که طراح به دنبال پروژه های مرتبط با پروژه مورد نظر خود بیفتد و ببیند که چه پروژه هایی از لحاظ اقلیمی و کاربری با پروژه در دست او شباهت دارند زیرا این شباهت ها و مشاهده آنها میتواند موجب بوجود آمدن ایده های جدید و کاربردی شود و سازه بهتر و بی نقص تری طراحی شود .
همچنین بخوانید:
طراحی معماری فرم
بی تردید حساس ترین و پر چالش ترین بخش در فرآیند طراحی معماری، تبدیل ایده به فرم است. این مرحله همان خلق فرم است. نحوه تبدیل ایده به فرم به عوامل گوناگونی بستگی دارد که از آن جمله می توان از کانسپت پروژه، تجربه طراح و مجموع فرم هایی که ردپایی در ذهن طراح برجای گذاشته اند را نام برد.معمولا تصویر اولیه فرم پروژه در یک لحظه در ذهن طراح شکل می گیرد اما تکمیل و تطبیق آن با ایده های معمار از یک سو و با عملکرد های مورد نیاز پروژه از سویی دیگر، فرآیندی زمان بر است و مهم ترین نقش را در ادامه روند تکمیل طراحی معماری بازی می کند، در این مرحله فاز یک پروژه به تدریج شکل می گیرد. در مرحله ی خلق فرم، بر اساس درک و تجربه مهندس معمار از مباحث سازه ای، تاثیر متقابل سازه و معماری و معماری داخلی بر یکدیگر مورد توجه قرار گرفته و هر چه دانش معمار و طراح در این حوزه بیشتر باشد، در طراحی معماری ایده پروژه بیشتر ساخته و پرداخته و تکمیل می شود. گاهی نیز با تاکید مضاعف بر ساختار سازه ای، فرم معماری بر اساس قواعد سازه ای شکل می گیرد.
بعد از انجام مطالعات طراح به ارائه کانسپت و یا طرح کلی و مفهوم کلی پروژه می پردازد و طرح کلی سازه را بر روی کاغذ میکشد و به ارائه ایده ها و مد های مورد نظر خود بر روی آن می پردازد البته توجه داشته باشید که نوع کاربری سازه مورد نظر و نوع استفاده از آن میتواند در طراحی فضای کلی بسیار تاثیر گزار باشد .

طراحی معماری در ایده پردازی

ایده ها تصاویری ذهنی هستند که از طریق مشاهده، تجزیه و تحلیل مطالعات، اندیشه و دانستن برخی روش ها در ذهن انسان شکل، تکامل و موجودیت می یابند. در طراحی معماری در مفهوم کلان، ایده ها پاسخگوی مسائل گوناگونی هستند مانند چگونگی جهت گیری ساختمان ها، روش های بهره گیری از جریان طبیعی هوا، ارزش انرژی و حفظ و صرفه جویی در آن، اهمیت مصالح، دوام، تعامل بین اجسام، مناسب ترین راه های برقراری روابط فضایی و یا چیزهایی از این قبیل. در معماری داخلی ایده ها پاسخگوی مواردی نظیر بهترین مکان قرارگیری آشپزخانه، گردش فضایی، رنگ مورد استفاده در فضا و …..  می باشند.
در نهایت می توان گفت ساختمان و طراحی معماری آن، شامل بسیاری تصمیمات کوچک و بزرگ است و طبیعتا کسب مهارت و ارتقا آن در جهت تولید ایده ها و کانسپت هایی که توانایی پاسخگویی به این گسترده وسیع را داشته باشد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فراموش نشود که طراح خوب آن شخصی است که بتواند اهمیت نیازهای مختلف را درک کرده و بر اساس نیاز کارفرما، به هر موضوع در حد خود آن، بها دهد.
طراحی معماری با توجه به وفاداری به یک کانسپت فکری
گاها در طراحی معماری سازمان یافته، با ادبیات هایی آشنا می شویم که بیشتر ابزارهایی هستند برای آنکه چند متفکر، افکار خود را ورز دهند و شاید درخروجی عملی جامعه تاثیر نداشته باشند. از نظر مجموعه ما، کانسپت یک طراحی معماری، آن فرمی است که برای یک کاربری تعریف می شود، برای مثال کانسپت طراحی صورت تمامی انسان ها یک است، همه دو چشم در بالا، یک بینی در مرکز، یک لب پایین آن و …. را در ساختار صورت دارند اما بینهایت صورت در دنیا وجود دارد که به یکدیگر شبیه نیستند. آنچه در یک طرح یکپارچه مهم است، ان است که ردپای یک خط فکری منظم در یک طرح دیده شد، از طراحی المان های جز تا طراحی المان های کل، این امر را مجموعه ما، وفاداری به کانسپت می نامد. در مجموع خروجی یک طراحی معماری مهم است که وقتی در نگاه بهره برداران آن بستر طرح قرار می گیرد، قضاوت جمعی آن بهره برداران، ارزش افزوده آن بنا بواسطه تناسب و نظم قرارگیری المان های مختلف در کنارهم را تحسین نماید.

اصول و روند کلی طراحی معماری

مراحل طراحی معماری

طراحی معماری ( فاز صفر معماری ، فاز یک معماری ، فاز دو معماری )

برای انجام یک پروژه معماری مراحلی را باید به ترتیب طی کرد که قبل از شروع هر یک از مراحلِ طراحی معماری، باید مرحله پیش رو را به بهترین نحو و روش و بدون هیچ نقصی پشت سر گذاشت .کلیه پروژه های معماری جهت طراحی از سه بخش اصلی تشکیل می شوند. این سه بخش (فاز) بایستی به صورت منظم و متداوم پس از دیگری و پشت سر یکدیگر قرار بگیرند تا طراحی معماری مورد نظر به صورت استاندارد پیاده سازی شود هر سه این بخش ها لازم و ملزوم یکیدگر بوده و در صورت عدم اچرای مناسب یک فاز معماری یا عدم پیوستگی مناسب بین آنها کل مجموعه طراحی معماری پروژه با شکست مواجه خواهد شد.
اولین مرحله فاز صفر معماری یا همان مطالعات معماری می باشد در این قسمت مطالعات مربوط به زمین مانند خاک شناسی و ژئوتکنیک که بر شناخت گسل های موجود و میزان استجکام زمین و زلزله خیز بودن و میزان قدرت تحمل زمین برای ایجاد یک بنا و. تمرکز دارد انجام می شود ضوابط و شرایط اولیه جهت طراحی و ساخت، کلیه مطالعات شهری و مدنی از حیث ضوابط شهری و..  که پس از انجام مطالعات و پژوهش و انجام فاز صفر معماری و تایید آن به فاز بعد می رسیم. مرحله بعد فاز یک معماری که همان طراحی اولیه معماری می باشد که به طور مفصل در آیتم های بعدی بیان خواهیم کرد.پس از این مرحله میرسیم به مرحله فاز دو معماری و تهیه دیتیل ها و نقشه های اجرایی معماری می باشد.

طراحی فاز صفر معماری یا مطالعات معماری

فاز صفر معماری شامل مطالعات معماری می باشد. در فار صفر معماری شناخت نسبت به منطقه و آیتم هایی مانند اقلیم منطقه، شرایط معماری منطقه، ضوابط و قوانین، چارچوب ها و استاندارد ها  همچنین بررسی دقیق مسائل مربوط به مهندسی خاک از قبیل آزمایش خاک و… مدنظر قرار می گیرد که بسیار حائز اهمیت است به عنوان نمونه اگر در بررسی وضعیت خاک و ژئوتکنیک یک منطقه به نتایج خوبی نرسیم حتی امکان عدم اجرای پروسه معماری نیز مطرح میشود یا در بسیار از شهر های دنیا محدودیت های بلند مرتبه سازی غلاوه بر بافت سنتی به بحث آزمایش خاک مربوط است و هر ناحیه بسته به سستی یا قوت زمین تا حد مشخصی امان ساخت دارد.فاز صفر معماری مرحله ای است که در آن اطلاعات مورد نظر کسب می شوند و پروسه شناخت و شناسایی پروژه مورد مطالعه قرار می گیرد.در فاز صفر معماری، پروژه از نظر توجیه فنی و اقتصادی و همچنین توجیه اجتماعی پروژه معماری مورد بررسی قرار می گیرد. اطلاعات و شناخت مورد نظر در فاز صفر معماری در بسیاری از موارد از طریق مذاکرات با کارفرما و آگاه شدن از نیازهای مورد نظر کارفرما به دست می آید.

اصول و روند کلی طراحی معماری

مراحل طراحی فاز یک معماری

در فاز یک معماری یا همان طراحی معماری، کلیه اطلاعات بدست آمده در فاز صفر معماری پیاده سازی می شوند و در قالب طرح های معماری و نقشه های اولیه معماری، فاز یک نامگذاری می شوند. نقشه های اولیه فاز یک معماری شامل پلان های طراحی معماری، مقطع های معماری، طرح های معماری و… می باشد. کلیه پلان های طراحی معماری در فاز یک معماری با کارفرما به بحث و تبادل نظر گذاشته می شود و در صورت نیاز تغییرات لازم بر آنها اعمال میگردد و خروجی مشترک این تبادل نظر جهت اخذ مجوزهای لازم برای مرحله اجرای ساختمان به مراکز صدور مجوز ارسال می شود که مجددا در این بخش نیز در صورت نیاز به بازنگر های مربوط به طراحی اولیه معماری و نقشه ها این مهم صورت میپذیرد. در واقع طراحی فاز یک معماری حد واسط مطالعات معماری و پلان های نهایی معماری و اجرای پروژه معماری می باشد از اینرو بسیار حائز اهمیت است که در فاز یک معماری دقت لازم را داشته باشیم و با برگزاری جلسات و تبادل نظرات و اطلاعات با دست پر به فاز دوم معماری برویم تا دچار دوباره کاری های غیر استاندارد نشویم.
ضمنا این تفکر که چون نقشه های اولیه در فاز بعدی به صورت دقیق و منظم اندازه گذاری شده و با ضوابط مقررات ملی منطبق خواهند شد پس نیازی به طراحی معماری در این فاز نیست به شدت تفکر غلطی است چرا که در نقشه های اولیه است که به راحتی امکان تصحیح داریم ولی اگر در مراحل بعدی به مشکل با کارفرما بخوریم هزینه های زیادی در بر خواهد داشت و بعضا امکان آن به کلی میسر نخواهد بود.

اصول و روند کلی طراحی معماری

برنامه ریزی فیزیکی و طراحی و تقسیم بندی فضا ها

در این مرحله تقسیم بندی فضا ها و جزئیات موجود در فضای اصلی صورت میگیرد , اگر چه اندازه و نوع قرار گیری فضا ها شاید بعدا تغییر کند اما باید در این مرحله فضای فرضی و اندازه فرضی برای هر اتاق و فضای دیگری اختصاص داده شود و فضا ها از یکدیگر جدا شوند . معمار باید در این بخش از طرح معماری تقسیم بندی شماتیک فضا های مختلف را انجام دهد .

طراحی جزئیات سازه همچون فضا و حجم

اطلاعاتی همچون داشتن تصویری از فضا بندی ها و فضای شماتیک سازه میتواند در ترسیم فضا ها و حجم سازه موثر باشد , در این مرحله معمار به ارائه عوامل دیگری بر طرح می پردازد و موجب کامل تر شدن طرح مورد نظر میشود و طراحی حجم و فضای سازه در این مرحله تا حد زیادی پیش خواهد رفت و آماده طراحی نهایی میشود .

رسم کردن نقشه و ارائه پلان نهایی

بعد از انجام این کار ها و بدست آوردن اطلاعات مختلف نوبت به این میرسد که طراح بنا به سلیقه خود در ابتدا به شیت بندی در معماری به روش های مختلف همچون شیت بندی با فتوشاپ و یا شیت بندی دستی بپردازد و در ادامه با استفاده از این طرح نقشه و پلان نهایی خود را با استفاده از نرم افزار های معماری همچون نرم افزار اتوکد autocad و نرم افزار معماری آرشیکد archicad طراحی کند و به مهندس مجری پروژه تحویل دهد .

طراحی فاز دو معماری

در فاز دو معماری نقشه های معماری که در فاز یک معماری طراحی شده اند از آنجاییکه از دقت و حساسیت لازم جهت اجرای پروژه ساخت برخوردار نیستند و صرفا برای تبادل ایده ها و آراء افراد گوناگون طرح شده اند، مطابق با ضوابط مقررات ملی ساختمان مجددا طراحی می شوند نکته مهم در طراحی فاز دو معماری این است که ماهیت نقشه های تهیه شده در فاز یک معماری تغییر پیدا نمیکند بلکه دقت آنها بالا می رود جهت اجرای پروژه و اگر در پروژه هایی میبینیم که در فاز دوم معماری ماهیت نقشه های فاز یک به کلی تغییر پیدا می کند این امر حاصل عدم دقت لازم و تبادل نظرات و اطلاعاتی است که در جلسات مختلف بایستی بدان دست پیدا می نمودند.در فاز دو معماری نقشه های طراحی شده نهایی مطابق با مقررات ملی ساختمان به عنوان پلان های نهایی پروژه جهت اجرای ساختمان به پیمانکار ارائه می گردد.
مطابقت نقشه های فاز دو معماری با نقشه های سازه (طراحی سازه) و نقشه های تاسیسات (طراحی تاسیسات) از الزامات فاز دو معماریست به گونه ای که پس از تایید فاز یک معماری نقشه های طراحی شده توسط مهندس معمار در فاز دو معماری مطابق با مقررات ملی ساختمان و هماهنگ با نقشه های سازه و تاسیسات و نقشه های معماری، طراحی میشوند.برای طراحی فاز دو معماری ضروریست که تمامی نقشه های معماری، نقشه های سازه و نقشه های تاسیسات طراحی شده در فاز یک معماری بررسی و با همفکری مهندسین سازه، مهندسین معماری و منهدس تاسیسات نقشه های فاز دو معماری تهیه شود به طوریکه نظرات کلیه مهندسین در طراحی نقشه های فاز دو معماری در نظر گرفته شود در غیر اینصورت نقشه های طراحی شده فاز دو معماری از انسجام و هماهنگی کامل برای اجرای پروژه برخوردار نخواهد بود.نقشه های فاز دو معماری معمولا با مقیاس یک پنجاهم و یک صدم طراحی میگردد طراحی فاز دو معماری توسط مهندس معمار تهیه و شامل مشخصات و نوع مصالح ساختمانی مورد کاربرد و جزئیات اجرایی پروژه ست.

 

اصول و روند کلی طراحی معماری

روند طراحی معماری

فرایند طراحی معماری چیست ؟ در رابطه با روند طراحی معماری باید گفت که در نقاط مختلف جهان معماران مختلف هر کدام برای خود با توجه به فاکتور هایی روش های مختلفی برای معماری دارند که این روش ممکن است بنا به نوع پروژه و مصالح بکار رفته در آن و حتی نوع سازه متفاوت باشد پس مهندسین حرفه ای و مجرب از آنجا که سال های زیادی با معماری و عمران و مراحل فرایند معماری سر و کار داشته اند بر اساس تجارب خود هر کدام روش های بخصوص و مختص خود را در هنگام طراحی معماری بکار میگیرند اما روش اصلی و کلی طراحی معماری که باید دانشجویان و تازه کاران این رشته کار خود را از آن شروع کنند به شرح زیر است :
  •  تعریف و شناخت موضوع پروژه ( شناخت خواسته های کار فرما )
  • بدست آوردن اطلاعات در رابطه با سایت پروژه
  • جمع آوری اطلاعات و شناخت عوامل اقلیمی مرتبط با پروژه
  • مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن نمونه های مرتبط اجرا شده با پروژه
  • شکل گیری کانسپت و ارائه ایده های مختلف برای طرح
  • برنامه ریزی فیزیکی و طراحی و تقسیم بندی فضا ها
  • طراحی جزئیات سازه همچون فضا و حجم
  • رسم کردن نقشه و ارائه پلان نهایی
  • تعریف و شناخت موضوع پروژه ( شناخت خواسته های کار فرما )

اصول و روند کلی طراحی معماری

انواع روشهای طراحی معماری

۱- روش طراحی فرم گرا: برای طراحی بناهایی مثل سینما، تئاتر، موزه، فرهنگسرا و تا حدودی بناهای مذهبی می توانیم از چنین سبک و سیاقی استفاده کنیم.
۲- روش طراحی عملکرد گرا: برای طراحی ساختمان هایی مثل بیمارستان، مدرسه ها و برج های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.

ایده ها

ایده ها تفکراتی معین و غیر آنالیزوارانه هستند که از مشاهدات مدارک و اندیشه برای ما حاصل می شوند. در معماری، ایده ها شامل مسائل مختلفی می شوند مانند چگونگی جهت گیری ساختمان ها، جانمایی یک آشپزخانه در یک واحد، روش های بهره گیری از جریان طبیعی هوا، ارزش انرژی و حفظ و صرفه جویی در آن، اهمیت مصالح، دوام، تعامل بین اجسام، مناسبترین راه های برقراری ترتیب فضایی و یا چیزهایی از این قبیل.
بنابراین ساختمان و طراحی آن، شامل بسیاری تصمیمات کوچک است و طبیعتاً کسب مهارت و ارتقاء آن در جهت تولید ایده ها و کانسپت هایی که توانایی پاسخگویی به این گستره وسیع از امور را داشته باشد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
فرانک لویی رایت، نمونه خوبی از معمارانی است که همواره ایده های زیادی برای اجرای کارها داشته اند. جان استوارت در کتابی تحت عنوان خانه هااوسانیان اثر رایت، ۳۵ ایده رایت در باب طراحی و ساخت منازل مسکونی کوچک را نقل کرده است. به همین ترتیب کریستوفر الکسندر و همکارانش در کتاب رمان الگوها بیش از ۱۰۰۰ ایده مختلف درباره رفتار و واکنش انسانها نسبت به محیط های مختلف را در چهارچوب الگویی ذکر کرده اند.
این ها (ایده های رایت و الکسندر) در مجموع در حکم چیزی مانند کتاب مقدس ایده ها برای طراحان ساختمان هستند. البته چه نظریات رایت و چه الگوهای الکسندر هیچ کدام حالت به هم پیوسته ای ندارند. مثلاً اگرچه همه ایده های رایت را به وضوح می توان در کارهای تکمیل شده او مشاهده کرد اما او آنها را به صورت جملات و کلمات مستقل از هم ارائه کرده و برقراری ارتباط مفهومی بین آنها بر عهده شخص طراح، سازنده است.

اصول و روند کلی طراحی معماری

آفرینش فرم در معماری

آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر و کار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری را تشکیل می دهند که از بحث انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده اند.
فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار می توان قائل شد آفرینش فرم است چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده، زیبایی بیافریند یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین معناها بکار گیرد.

نقش فرم در آفرینش معماری

برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است زیرا معمار در آفرینش فضا آنچه را می خواهد بگوید با استفاده از فرم ابراز می کند، همچنان که موسیقی سازان، نقاشان، شاعران و فیلمسازان نیز هر یک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند از طریق صوتها، کلامها و رنگها به مخاطبان خودشان انتقال می دهند. فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده کننده و مخاطب است.

تشخیص فرم

خصوصیت عملکردی فضا، به دنبال صفت های فرمال فضا می آیند و وقتی ما اتاق را ساختیم خود به خود عملکرد را تعیین کرده ایم. بنابراین در معماری یعنی در ساختن فضاها، ما به منظور دستیابی به فانکشن باید از فرم شروع کنیم.

فرم و فضای معماری

عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر، واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

کانسپت

در تعریف ساده می توان گفت کانسپت ها ایده هایی هستند که عناصر گوناگونی در یکجا گرد هم می آورند. این عناصر گوناگون، تفکرات و تصورات و مشاهدات هستند. در معماری، کانسپت مسیری است که طی آن نیازهای فیزیکی، شرایط محیطی و باورها به هم می پیوندند و به این ترتیب کانسپت ها بخش مهمی از روند طراحی معماری را شکل می دهند.
تعیین جایگاه کانسپت در طراحی معماری به تعریف انواع پنجگانه کانسپت می پردازد که عبارتند از: قیاسی، استعاری، ذاتی، پاسخ مستقیم (حل مشکل) و آرمانی.
همیشه کانسپت ها توسط معماران پدید نمی آیند. شاید بهترین نمونه این موضوع پاسخ لوکوربوریه به کانسپت مورد نظر کارفرما در ساختمان کارگاه های چوب در مرکز هنرهای بصری در دانشگاه هاروارد باشد. این مرکز یک بخش دانشجویی است که نه تنها برای دانشجویان رشته های هنری بلکه برای سایرین هم قابل استفاده است.

اصول و روند کلی طراحی معماری

کانسپت مورد نظر مسئولان دانشگاه این چنین بود که اگر دانشجویان بیشتری از فعالیت های مرکز با خبر باشند و بتوانند جریان کار و زندگی درون آن را مشاهده کنند آنگاه شرکت و حضور آنها در کارگاه ها متحمل تر خواهد بود و لوکوربوزیه کانسپت را به اجرا در آورد، به این صورت او از درون مسیر عبور پیاده موجود در سایت رمپی طراحی کرد که مانند تونلی از درون ساختمان عبور می کرد و امکان مشاهده بسیاری از استودیوها و کارگاه ها را فراهم می آورد.
شکل گیری کانسپت پدیده ای خود به خودی نیست بلکه نیازمند تلاشی متمرکز برای گردآوری و ترکیب مسائل مختلف است. گردآوری این مسائل کاری هوشمندانه است، به عقیده بسیاری از طراحان، معماران، منتقدان نویسندگان، هنرمندان،شکل دهی کانسپت متشکل از ۱۰ درصد الهام و استعداد و ۹۰ درصد پشتکار و سخت کوشی است. شکل دهی کانسپت برای بسیاری کاری ناآشنا است همچنین دانشجویان برای اندازه فراگیری و درک سایر مباحث طراحی در این مورد، با سختی مواجه اند. در زمینه تقویت مهارت کانسپت سازی سه مانع اصلی وجود دارد:
۱) چگونگی برقراری ارتباط.
۲) کمبود تجربه.
۳) برقراری سلسله مراتب.
اولین مشکلی که یک دانشجو با آن مواجه می شود برقراری ارتباط است. نکته جالب در این رابطه این است که سخت ترین کار این نیست که چگونه کانسپت خود را به دیگران معرفی کنیم بلکه سخت ترین کار این است که چگونه باید کانسپت را برای خود تشریح کنیم. به همین خاطر طراحان می آموزند تا قبل از تشریح ایده های خود برای دیگران نوعی دیالوگ به عنوان مطرحه در ذهن خود برقرار سازند، مشکل دیگر برقراری ارتباط گرافیکی است.
متأسفانه بسیاری از دانشجویان در ترسیم و طراحی ایده مورد نظر خود اکراه دارند. در معماری هر آنچه که قرار است ساخته شود می بایست ابتدا ترسیم گردد. پروسه ترسیم و طراحی باید در مراحل ابتدایی کار آغاز شود تا طرح پیشنهادی و کانسپت آن بتوانند دائماً نقد و اصلاح شوند.
لویی کان با نوشته ای این نکته را یادآور می شود که مشکل برقراری ارتباط بین یک ساختمان منسجم در ذهن و طراحیهای اولیه، بین دانشجویان عمومیت دارد.
برای بیان دیده در معماری و موسیقی می بایست از ابزارها و امکانات قابل سنجش بهره گرفت. اولین خطی که بر روی کاغذ کشیده می شود خود میزانی است از آنچه نمی توان به طور کامل آن را بیان کرد.

اصول و روند کلی طراحی معماری

عوامل موثر بر کانسپت در طراحی

هدف، تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان، عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل جغرافیایی، شرایط آب و هوایی، برنامه فیزیکی طرح، خواسته کارفرما، مقیاس و تناسبات، بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا، ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حرایم) و الزامات تأسیساتی از عوامل موثر بر کانسپت در طراحی هستند.

نقش تصورات در شکل دادن کانسپت

تصورات در مقایسه با ایده ها از اساس و تکامل و اغلب اهمیت کمتری بر خوردارند. ممکن است تصور شود که تصورات نمی توانند نقشی در شکل دادن کانسپت ها داشته باشند، این نتیجه گیری درستی نیست.
در علم سینکتیک یا همان تجربه و تحلیل مسائل علمی اصلی، اساسی به نام تولید اتفاقی ایده ها وجود دارد که بر این اساس هنگام تحلیل مسائل که از راه های موجود قابل حل نیستند، هر ایده یا تصور تازه می تواند سبب گشایش شود. بخش کوچکتری از افراد، این توانایی را دارند تا با استفاده از سینکتیک و یا سایر روشهای تولید اندیشه، به ارائه ایده های متنوع برای مسائل بپردازند.
ایدههایی که اگر چه ظاهراً بی معنی و بی ارتباط و گاهی موهومی به نظر آیند ولی در واقع مرحله آغازین اهمیت روند تحلیل مسائل را می سازند. در معماری هم گاهی عناصر یک کانسپت ایده آل را به هیچ عنوان نمی توان در یکجا جمع کرد، در این صورت شاید استفاده از تصورات برای رسیدن به کانسپت به عنوان تکنیکی اساسی برای شکل دادن کانسپت و البته در نتیجه عدم تجربه کافی در طراحی و کانسپت سازی ضروری باشد.

سلسله مراتب کانسپت

درک رابطه، تقدم و تاخری موجود بین تصور، ایده، کانسپت و سناریوی کانسپچوال در واقع سرآغاز روند دستیابی به کانسپتی مناسب برای یک بنا است. این رابطه به این صورت ترتیب داده می شود: تصور – ایده – کانسپت – سناریوی کانسپچوال که براساس الگوی افزایش پیچیدگی، متناسب بودن و عمق فکری است. در مراحل ابتدایی پروژه، همواره فرصت برای متصور شدن ایده ها وجود دارد خصوصاً اگر ذهن توانایی و تمایل پذیرش تفکرات خلاقانه غیر عادی و پر تخیل را که می توانند راه حل و گره گشای بسیاری از نیازها باشند، داشته باشد.
پس از این، معماران زمانی که بیشتر با پروژه آشنا و از مسائل آن آگاهی پیدا می کنند کم کم برخی از تصورات و ایده ها را با اهمیت تر و مناسب تر از بقیه تشخیص می دهند. سرانجام شباهت ها و جذابیت های بالقوه و دسته بندی ایده ها شکل می گیرند و بر پایه این ملاحظات مسیر قطعی انجام گرفتن فعالیت ها در آینده مشخص خواهد شد.

مینیات و انتقاد از خود:

مسأله برگزیدن فرمی مناسب برای یک کانسپت در مقایسه با نقدی که خود کانسپت در طول شکل گیری آن انجام می پذیرد در سطح پایین تری از اهمیت قرار می گیرد. در چنین دیالوگی انتقادی، مهم ترین سوال می تواند چنین باشد که آیا این ایده مناسب چنین پروژه ای هست؟ در نهایت خود کانسپت و راهکاری که ارائه خواهد کرد باید متناسب با نیازهای پروژه و آمیخته با فعالیت های بنا باشد.
از پرسش در مورد مناسب بودن مورد جالب دیگری هم وجود دارد و آن اینکه آیا اساساً نیازی به کانسپت برای انواع ساختمانها هست؟ آیا آنها فقط برای بخشی از بناها مناسب اند؟ در بحث ها و اظهار نظر هایی که معماران و منتقدین ارائه داده اند این مسأله که آیا همه بناها از نظر کالبدی و تندیس گونگی دارای اهمیت هستند یا خیر و این که چه ساختمان هایی باید برجسته تر و چه ساختمان هایی باید در پس زمینه قرار گیرند مورد بررسی قرار گرفته.
جورج بیرد (معماری در شهر تورنتو) این گونه پاسخ می دهد: کانسپت ها در ساختمان های کم اهمیت تر، اندازه ساختمان های برجسته مهم هستند. او پروژه های ساده ای دارد که در آنها رسیدن به کانسپتی مناسب به منظور ایجاد فشردگی و نظم کافی، برای ساختن یک معماری خوب امری حیاتی بوده، برای مثال یکی از پروژه هایش الحاق فضایی جدید به یک خانه کوچک بوده، کانسپت او حفظ گرمی، نزدیکی و فاز موجود بوسیله تقویت حس مسیحیت بود.

انواع پنجگانه کانسپت:

۱) کانسپت های قیاسی (نگاه به دیگر چیزها)
۲) استعاری (نگاه به انتزاعات)
۳) جوهری essences (نگاه به ماورای نیازهای برنامه)
۴) برنامه ای (نگاه به نیازها و اهداف خواسته شده)
۵) ایده آل گرا (نگاه به ارزش های مطلق)۱) کانسپت های قیاسی (نگاه به دیگر چیزها)
۲) استعاری (نگاه به انتزاعات)
۳) جوهری essences (نگاه به ماورای نیازهای برنامه)
۴) برنامه ای (نگاه به نیازها و اهداف خواسته شده)
۵) ایده آل گرا (نگاه به ارزش های مطلق)

کانسپت قیاسی

از پنج گونه ذکر شده مقایسه احتمالاً متداولترین راه شکل دادن کانسپت هاست. مقایسه روابط عینی موجود بین اشیاء را آشکار می کند. اگر موضوعی حضور تمام ویژگی های مورد نظر را در خودش داشته باشد آنگاه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی پروژه در نظر گرفته شود.
تا قبل از ظهور مکتب مدرن معماران تصور می کردند که همه شاه کارهای معماری در شهر بوجود آمده اند و وظیفه معمار در این میان این بود که در یابد کدام بنای قدیمی می تواند الگویی مناسب برای پروژه در حال طراحی باشد. زمانی اصلی ترین الگوی قابل قبول برای کلیساها و کالج ها و دانشگاه ها “گوتیک”، برای بانک ها “دوریک یونانی” و برای ساختمان های مقر حکومت “سنت پیتر” در نظر گرفته می شد.
نمونه های برخی از این مقایسه ها بیش از بقیه یافت می شوند. یکی از رایج ترین آنها الگوی خیابان روستایی یا همان گذری سر پوشیده در میان مغازه ها است، مانند گالریا در طراحی خوابگاه دانشگاه آلبرتا در ادمونتون است. در اینجا واحدهای دانشجویان مجرد و دانشجویان مزدوج در کنار هم قرار داده شده اند. آپارتمانها در امتداد یک گذر داخلی با سقفی مخفی وار که نور را فراهم می کند قرار گرفتند.
در طراحی پروژه صحت و نحوه انجام گیری این مقایسه مورد توجه معماران قرار داشته است و در این رابطه در برخی از موارد بهینه سازی هم انجام داده اند که نمونه آن استفاده از پنجره های تانل داری است که به درون گذر باز می شوند. آنها در مراحل ابتدایی کار دریافتند که دید پرسپکتیوی امتداد گذر فاقد زندگی و رنگارنگی نمونه هایی است که قبلاً بررسی کرده اند. به منظور بازنمائی این پویایی بصری آنها پنجره های مخصوصی مشرف به گذر طراحی کردند.
پنجره هایی که در آنجا پانل هایی مسلب و رنگارنگ بودند و وقتی گشوده می شوند علاوه بر جریان هوای اضافی برای داخل نمایی از جریان حرکت و فعالیت در گذر را هم مورد نظر معماران بوجود آورده اند. یک نمونه دیگر پروژه تری تاپس (Tree-tops) اثر دیوید گلسر از مارکیس، ستولر، گلسر در کارولینای جنوبی است. در این پروژه سیستم راهروها و پلهای ارتباطی ای که در ساختمان انبارها در ساوانای جورجیا وجود دارد به عنوان الگوی مناسب حل کردن بسیاری از مسائل مربوط به جانمایی و سیرکولاسیون انتخاب شده با وجود این که سایت پروژه برخلاف ساختمان انبارها تخت و کاربری آن مسکونی است، سیستم راهروها به خوبی جوابگو هستند.
این چنین سنجش ها یا مقایساتی می توانند فقط با توجه یک ساختمان خاص صورت نگیرند. لویی کان در مورد کانسپت طراحی اش در ساختمان تحقیقات پزشکی دانشگاه پنسیلواینا اظهار می کند که در چند مورد مختلف، از مقایسه ها استفاده کرده است. او توضیح می دهد که محققین برقراری ارتباط و مشارکت فکری از نیازهای اساسی به شمار می رود، بنابراین اولین مرکز تحقیقاتی را با جایی برای گردهمایی ملاقات و آگاهی از فعالیت های یکدیگر مقایسه کرد.
این کانسپت او مشابهت بسیاری با روش ساختمان موسسه فورد دارد. کان همچنین با مشاهده وضعیت محققین پزشکی در محوطه دانشگاه پنسیلواینا که همواره به شکلی نامناسب در سرتاسر محوطه پراکنده بودند کانسپت دوم خود را حول تصور شخصیتی این افراد شکل داد. او تفکرات خلاقانه و فعالیتهای این افراد در آزمایشگاههایشان را با کار هنرمندان در استودیوهایشان مورد مقایسه قرار داد او می گوید:
اگر چه کان توانست کانسپتی مبتکرانه را از طریق انجام مقایسه ای صحیح بدست آورد و برخی حتی این ساختمان را بنایی با اهمیت در دهه ۶۰ می دانند اما در عمل کاربران آن با مشکلات زیادی روبرو شده اند.
یوناس سالک برای احداث ساختمانی تحقیقاتی به نام خود، نمونه های ساخته شده این بنا را در سراسر آمریکا مورد مطالعه قرار داد. او از ساختمان تحقیقات پزشکی دانشگاه پنسلیواینا در زمان فعالیت روزانه بازدید به عمل آورد و با کاربران آن به گفتگو پرداخت و از مشکلات آن آگاه شد.
علی رغم نکات منفی اش این ساختمان تنها موردی بود که در آن سعی شده بود تا مسائل فلسفی خلاقیت و آفرینش هم مورد توجه قرار گیرد و سرانجام لویی کان برای طراحی موسسه تحقیقاتی سالک در سان دیگو برگزیده شد.از پنج گونه ذکر شده مقایسه احتمالاً متداولترین راه شکل دادن کانسپت هاست. مقایسه روابط عینی موجود بین اشیاء را آشکار می کند. اگر موضوعی حضور تمام ویژگی های مورد نظر را در خودش داشته باشد آنگاه می تواند به عنوان الگویی برای طراحی پروژه در نظر گرفته شود.
تا قبل از ظهور مکتب مدرن معماران تصور می کردند که همه شاه کارهای معماری در شهر بوجود آمده اند و وظیفه معمار در این میان این بود که در یابد کدام بنای قدیمی می تواند الگویی مناسب برای پروژه در حال طراحی باشد. زمانی اصلی ترین الگوی قابل قبول برای کلیساها و کالج ها و دانشگاه ها “گوتیک”، برای بانک ها “دوریک یونانی” و برای ساختمان های مقر حکومت “سنت پیتر” در نظر گرفته می شد.

استعارات و تشبیهات (کانسپت های استعاری)

استعارات مانند مقایسه ها، به آشکار کردن روابط بین اشیاء می پردازند. با این تفاوت که این روابط بیشتر انتزاعی هستند تا عینی. در واقع تشبیهات، استعاراتی هستند که از واژه هایی چون، مانند و همانند برای بیان این روابط استفاده می کند. تشبیهات و استعارات، تشخیص امکان ارتباط میان الگوهاست، مقایسه ها روابط عینی را مد نظر قرار دارند.
چارلرمور در بحثی اظهار می کند که او علاقه دارد ساختمانها مانند ژئود (Geode) باشد و این تشبیه خود را در سناریویی چنین بست می دهد:
در سیحونز آلیز ایالات جورجیا آپارتمانهای ساحلی بیانگر چنین تصویری (ژئود مانند) هستند. در بیرون عظیم الجثه اما در درون مجموعه دیوارهای رنگی و تزئین شده شاد است که فضایی درونی را احاطه کرده اند.
ژئود نمونه یک استعاره کانسپچوال است که نشان می دهد چگونه یک ساختمان می تواند همزمان دو تصویر داشته باشد. یک ساختمان می تواند در نمای بیرون مناسب با ویژگی های محیط همسایگی اش و در درون تصویری متفاوت مثلاً مفرح یا دراماتیک به اقتضای کاربری اش داشته باشد. مثالهای دیگری از این دسته را می توان در کتاب “در مرح معماری” نوشته آقای جیوپونتی پیدا کرد. تعریف آواز معماری خود یک تشبیه است: معماری مانند یک کریستال است. از دیگر استعارات تشبیه های جالب توجه در این کتاب می توان: فواره یک نغمه است، در یک دعوت است یا خانه یک رویا است، اشاره کرد.

کانسپت های جوهری

جوهره ها در واقع چکیده و متمرکز شده جنبه های مختلف مسائل پیچیده هستند و بازتابنده اندیشه های درونی این جنبه ها هستند. استنفورد اندرسون درباره علاقه لویی کان به جان مایه ها و استفاده او از استعارات چنین می نویسد:
کان علاقه مند به فرمها و هستی اشیاء و جوهره آنها و عناصر و بیانگری آنها است، او می گوید من همواره به طبیعت پدیده ها و به ظهور و تبدیل آنها به نهایتشان فکر می کنم. هر ساختمانی در واقع پاسخی است به آنچه برایش اندیشیده شده و فضای آن مشخص کننده جایگاه انسان هاست.
اولین وظیفه هر معمار این است که برنامه ای را دریافت می کند و برگردان فضایی آنها را ارائه دهد و به این ترتیب لابی یعنی فضایی برای ورود راهرو یعنی یک گالری و بودجه یعنی اقتصاد.
طراحان برای جستجوی جوهره پروژه و بیان آن در قالب کانسپت روشهای بسیاری دارند. این جستجو در واقع تلاشی برای رسیدن به ایده هایی است که قسمتهای مختلف یک کانسپت پروژه را به هم می پیوندد و به عقیده کان ایده هایی که طراح را قادر می سازد بر شرایط موجود مسلط شود و آنچه را که باید به سرانجام برساند.
یک راه عملکردی (پراگماتیک) عبارت است از بررسی برنامه و مشخص کردن سلسله مراتب موجود با این فرض که اصلی ترین مسأله (جوهره) آن است که در این سلسله مراتب، در جای نخست باشد. در نهایت نتیجه چنین بررسی ای می تواند در غالب تحلیلی از برنامه و یا یک دیاگرام گرافیکی ارائه شود.
تأکید زیاد بر این جان مایه ها و ریشه های اصلی، برخلاف یک نگرش فلسفی دیگر، درباره خلاقیت در معماری است که اتفاقاً در قرن بیست هم طرفداران زیادی داشت. این نگرش بر پایه این عقیده قرار گرفته که هر معمار باید با خلاقیت و ذهنیت خاص خود به آفرینش بپردازد. کسانی چون فرانک لوید رایت یا اروسارنین و والتر گروپیوس (از موسسین با وهاوس) از حامیان این فلسفه بوده اند.
گرایش عمومی به استفاده از منابع و نمونه های معماری پیشین، چه تاریخی و چه متأخر به جای نمونه های بومی هم عصر، از زمان ظهور لویی کان در دهه ۶۰ به عنوان یک طراح فرمها مجدداً مورد توجه قرار گرفت. او صریحاً معماری روم باستان و آثار لوکوربوزیه را منابع اصلی الهام خویش برشمرد. گرچه او هیچوقت درباره معاصرینش به صراحت سخنی نگفته بود اما در زمانی که مشغول طراحی ساختمان کتابخانه آکادمی ارکستر بود از کتابخانه طراحی شده بوسیله هیواستابینز در دانشکده پزشکی هاروارد با عنوان کتابخانه ای بسیار خوب یاد کرد.
با مقایسه بین پلانها و فضاهای داخلی می توان شباهت های زیاد بین آن دو را دید. نمونه دیگر جستجو برای کانسپت های جوهره گرا را می توان در آثار جان پورتمن مشاهده کرد. معروفترین کارهای او هتل هایی با فضاهای دراماتیک و مربع هستند. در کانسپت کارهای او می توان تصاویر ذهنی و علاقه های او، توجه به کاربردهای بنا و هر کجا که ممکن بوده طراحی شهری ای متناسب با شهر موجود را مشاهده کرد. لابی های چند طبقه هتل های او، خصوصاً در هتل هایت در سان فرانسیسکو در اصل امکانی عمومی هستند که هم متعلق به خود هتل و هم متعلق به شهر هستند.
لارس لروپ روش عملکرد دیگری ارائه می کند. روش او در واقع ترکیبی از کانسپت مقایسه ای و جوهره ای است. هنگامی که او صورت مسأله طراحی جدیدی را دریافت می کند ابتدا چند نمونه مشهور را که خصوصیات موجود در آنها مشابه جنبه های مختلف صورت مسأله ی خودش است را مشخص می کند و عکس هایی از این نمونه ها که هر کدام حداقل یکی از ویژگی های مورد نظر او را در خود دارند انتخاب می کند سپس او در چند مرحله به تحلیل این تصاویر می پردازد.
او از روی هر تصویر مجدداً طراحی می کند و به ویرایش آنها می پردازد تا ویژگی مد نظرش را برجسته سازد. این ویژگیها به تدریج به صورت فرضیاتی ذهنی به وجود می آیند که هر کدام در حکم یک درس طراحی هستند. این فرضیات به هم افزوده می شوند تا در نهایت مجموعه آنها هدایت کننده طرح پیشنهادی او باشند.
سمبلها زیر مجموعه ای از جوهره ها هستند، سمبل ها بیانگر این مطلب هستند که جان مایه ها می توانند فرم ها و تصاویر قابل درک برای عموم تجسم یابند. با این حال چرا باید کسی تلاش کند تا طرح یک ساختمان را برای سمبل سازی که شاید نه چندان مهم هم باشد مورد استفاده قرار دهد؟ پاسخ این است که سمبل ها در تصاویری هستند که پاسخ هایی برایی انگیزه های بصری ایجاد می کنند. بنابراین همواره در ارتباط با انتظاراتی هستند که از بنا می رود. یک ساختمان می تواند همزمان مکانی برای انجام یک فعالیت و سمبلی برای آن باشد.

اصول و روند کلی طراحی معماری

کانسپت های برنامه ای پاسخ مستقیم و حل مسأله

همه کانسپتهای تصویرگر در جوهره، نماد فعالیت درون ساختمان نیستند. کانسپت ها می توانند حول مسائل عملکردی تری شکل بگیرند در حالی که توانایی حل صورت مسأله های کارفرما مایه مباهات بسیاری از معماران است اما در حقیقت عده کمی هستند که می توانند نگرشی عملکردی همراه با خلاقیت به حل این صورت مسأله داشته باشند و اکثراً هنگام ارائه راه حل های خلاقانه به مسائل ابتدایی کارکرد و توجهی می کنند.
جیواوباتا در بحث پیرامون طرح پیشنهادی اش برای موزه هوا فضا در واشنگتن بر اهمیت داشتن این مطلب که در پروژه های معظم، حل کردن کدام مسأله اساسی تر است تأکید می کند. اهمیت این مسأله زمانی دو چندان می شود که در فاکتور اقتصادی پروژه افزایش هزینه ها در اثر تورم وجود داشته باشد.
صورت مسأله اصلی در موزه هوا فضا سیرکولاسیون (چگونگی هدایت جمعیتی بزرگ) است و کانسپت ارائه شده عبارت است از یک گذر دو طبقه که تعدادی فضای بسته نمایشگاهی را به هم مرتبط می کند. همچنین سه سالن چند طبقه برای نمایش جاذبه های اصلی موزه در طول مسیر قرار داده شده اند.
پس از ارزیابی الگوی سیرکولاسیون موجود که بازدیدکنندگان را به جای جای موزه هدایت می کرد مشخص شد که در سال اول موزه دو برابر مقدار پیش بینی شده بازدید کننده داشت. بدون این طرح سیرکولاسیون، ساختمان قطعاً کارایی موجودش را نمی داشت و احتمالاً میلیون ها بازدید کننده را ناامید می کرد.

کانسپت های ایده آل گرا

برخلاف انواع قبلی کانسپت ها که در آنها معمار می بایست به درون پروژه و پروژه های مشابه بنگرد تا کانسپت مناسب را پیدا کند، در این نوع خود معمار مفهومی جدید را به درون پروژه می برد. اگر این کانسپت او انتخاب صحیحی باشد به خاطر تنوعش مورد تعیین قرار می گیرد و اگر این چنین نباشد به خاطر این پیش فرض غلط صلاحیت و شایستگی او زیر سوال خواهد رفت. ایده آلها در واقع نماینده نهایت اهداف و رویاهای یک معمار هستند.
برای مثال کانسپت ایده آل یک معمار می تواند در رابطه با مصرف بهینه انرژی در ساختمان باشد که در این صورت موارد زیر را باید در ساختمان اجرا کرد:۱- دسته بندی فضاها با توجه به نیاز فضاها به گرما
۲- عدم طراحی پنجره در قسمت پشتی ساختمان
۳- زاویه دار کردن سطوح نصب به منظور نصب کولکتورها و طراحی برای خودکفایی کل سیستم.
نمونه تأثیر ایده آلها بر شکل گیری کانسپت را می توان در کار میس وندروهه مشاهده کرد. کانسپت ایده آل میس برای ساختمان عبارت است از فضایی بزرگ، باز و جدا نشده که او آن را فضای جهانی خواند و این فکر را برای هر پروژه ای که طراحی می کرد صحیح می دانست.
چنین فضایی برای بناهایی چون اتحادیه های دانشجویی، کتابخانه ها، ساختمان های آموزشی بسیار مناسب بودند، ایده آل ها می توانند تأثیر مثبت زیادی داشته باشند و اگر معماران در پروژه ها به آنها رجوع نکنند و از آنها در شکل دادن کانسپت ها بهره نگیرند در واقع کار را سخت تر کرده اند. تجارب قبل آنها و مهارت های ذهنیشان به پروژه جدید کمکی نخواهد کرد و همکاری را می باید از مرحله طراحی های بسیار ابتدایی آغاز و این نه به نفع کارفرما و نه به نفع معمار خواهد بود.
معمارانی که این توانایی و انعطاف پذیری را دارند که در پروژه های مختلف با ایده آل های متفاوتی کار کنند در ارائه خدمات به کارفرمای خود دارای برتری هستند.

۱۰ نکتۀ مهم برای شروع طراحی معماری

اجازه دهید دستانتان کار را انجام دهند.

یک طرح در اصل نمایِ تصویری طراحی معماری شما است.برخی از معماران تازه کار ممکن است این فرآیند را خسته کننده تصور کنند و در نهایت مچ دست و بازوی آنها بر اثر طراحی معماری خسته شود.می توانید با در دست گرفتنِ مداد به آرامی، سریعتر طراحی معماری کنید.این به شما کمک می کند براحتی مداد را بین انگشتانتان تکان دهید و سایه و هاشور بزنید.اگر مداد را محکم در دست بگیرید، باید حتما مچ یا بازوی خود را برای طراحی معماری حرکت دهید.و این موضوع باعثِ فشار بر روی مفاصل شما می شود که در نهایت موجب خستگی مچ و بازوی شما می شود.و به همین دلیل است که مداد هایتان اغلب می شکنند.

اصول و روند کلی طراحی معماری

در طراحی معماری کنترل خلاقانه ای داشته باشید.

تلاشِ بیش از حد برای متقاعد کردنِ مشتریان یا همکارنتان باعث می شود خلاقیت شما محدود شود.در این شرایط یک معمار زمان زیادی را در جهت تلاش برای طرح های عجیب و غریب از دست می دهد.و در نهایتِ استیصال ممکن است کارهای قبلی خود را که برای مشتریان قبلی بود، کپی کند و تحویل دهد.همیشه باید به مهارت های درونی طراحی معماری و تجربۀ خود اعتماد کنید.حتی بهترین معمارها هم مایلند مشتریان خود را شگفت زده کنند.اگرچه بهترین راه برای بهبود مهارت های طراحی معماری شما این است که به خودتان اطمینان کنید و همواره در حال تمرین باشید.ره صد ساله را یک شبه نمی توان رفت. بنابراین هر موضوعی نیاز به صرف زمان دارد.مواجه کردن خودتان با انواع مختلف چالش های طراحی، باعث می شود ذهنتان باز شود و مهارت حل مسئلۀ شما بهبود یابد.این روشنفکری موجب افزایش خلاقیت شما می شود.

در طراحی معماری خطوطِ خود را متنوع کنید.

خطوطِ مختلف، به معماران کمک می کند تا برای طراحی معماری های خود بافت های مختلفی را ایجاد کنند.یکی از رایج ترین دلایلی که معماران همیشه طرح های مشابه و خسته کننده تولید می کنند این است که اغلب از یک نوع خط برای کل پروژه استفاده می کنند.این موضوع باعث می شود مشتریان نتوانند بین اجزا و جنبه های مختلف طرح تفاوت قائل شوند.راه های مختلفی برای متنوع کردن خطوط وجود دارد.بعنوان مثال حرکت های کوچک مداد بین انگشتانتان، بجای اینکه مداد را محکم در دست بگیرید.می توانید از تکنیک های مختلف سایه زدن هم استفاده کنید تا خطوط نازک و کلفت بکشید.البته طراحی معماری با مداد های مختلف به شما در دستیابی سایه های مختلف در طرح های معماریتان کمک می کند.

اصول و روند کلی طراحی معماری

 در طراحی معماری خود بافت اضافه کنید.

در اینجا منظور از بافت، قابلیت های دو یا سه بعدی طرح است که باکیفیت های مختلف خط و سایه زدن ایجاد می شود.باید چشمان تیزبینی داشته باشید تا بتوانید به انواع بافت های سخت، نرم، و ساییدگی توجه کنید.بعنوان مثال در زمان طراحی معماری پنجرۀ شیشه ای، باید از انواع مداد ها استفاده کنید تا ماهیت شیشه ای پنجره را بخوبی نشان دهید.می توانید با استفاده از سایه زدن مکعبی، طرحِ یک دیوار سنگی را بخوبی نشان دهید.این موضوع به مشتریان شما برای تصور بهترِ دیوار سنگی کمک می کند.

اصول و روند کلی طراحی معماری

در طراحی معماری از تقارن، با دقت و بصورت حساب شده استفاده کنید.

تقارن یکی از اصول مهم طراحی معماری است زیرا به طراح برای دستیابی به طرح های منطقی کمک می کند.مغز انسان همیشه بدنبال تقارن در هر چه می بیند است بنابراین طراحی معماری خطوط متقارن به مشتریان و گروه طراحی معماری شما کمک می کند تا نظرات شما را بهتر متوجه شوند و تصور کنند.طرح های متقارن مانند راه رفتن در یک پارک است زیرا یک معمار بسادگی می تواند نیمی از طرح را دقیقا کپی کند و در سمت دیگر بکشد.افراط در هر امری خطرناک است.اینکه فقط به تقارن تمرکز کنید و از آن بعنوان تنها ابزار خود استفاده کنید، خلاقیت خود را از بین می برید.این موضوع موجب می شود معمار، خیالپردازی خود را منحصر به اشکال جغرافیایی محدودی کند.ممکن است فردی فضای خالی کافی برای طراحی معماری های بزرگ در اختیار ندشته باشد.

از سیاه یا لکه دار شدنِ برگۀ خود خودداری کنید.

در واقع سیاه یا لکه شدن بعلت بی دقتی در برگۀ شما بوجود می آید.استفاده از برگۀ بی کیفیت که سریع کثیف می شود باعث می شود کارتان تمیز در نیاید.قبل از طراحی معماری باید مطمئن شوید که مدادتان لکه ای ایجاد نمی کند.همیشه از مداد های تیز شده برای سایه زدن استفاده کنید تا از سیاه شدن برگه جلوگیری شود.مطمئن شوید دستانتان خشک هستند.هر نوع مایعات یا روغن در دستانتان که در ارتباط با طراحی معماری باشد، موجب سیاه شدن برگه می شود.سعی کنید از یک پاکن سفید برای پاک کردن خطوط خود استفاده کنید.این پاکن ها نرم و انعطاف پذیر هستند و احتمال پاره شدن برگه را کاهش می دهند.از یک برس برای برداشتن تکه های پاکن استفاده کنید تا این تکه ها به برگه مالیده نشوند و برگه را کثیف نکنند.

با آرامش ذهنی شروع به طراحی معماری کنید.

طراحی معماری یک فرآیند ذهنی است که به مغز شما کمک می کند ایده های مشابه را با هم ترکیب کند.مغز زمانی که در آرامش است بهترین عملکرد خود را دارد.به همین دلیل است که باید قبل از طراحی معماری تمامی استرس ها را کاهش دهید تا خلاقیتتان تقویت شود.تحت فشار بودن برای تولید طرح های خارق العاده و بیش از حد زیبا باعث محدود شدن خلاقیت می شود.و علاوه بر این موجب می شود معماران به جزئیات توجهی نداشته باشند.می توانید قبل از آغاز طراحی، از تکنیک های مدیریت استرس استفاده کنید.گوش دادن به موسیقی مورد علاقه تان در زمان طراحی، ذهن را در سراسر این فرآیند هوشیار نگه می دارد.از کار کردن با همکاران غیرفعال خود، خودداری کنید.در صورت امکان به محیطی آرام بروید تا از هر سرو صدایی بدور باشید.هر چند ساعت استراحت کنید زیرا وقتی ذهنتان خسته است، نمی تواند اشکالات کار را تشخیص دهد.استراحت های بین کار به شما کمک می کند بتوانید از زاویه ای دیگر به طرح خود نگاه کنید و براحتی کار خود را بهبود ببخشید.

طراحی معماری خود را از زاویۀ دیگر در نظر بگیرید.

در زمان طراحی معماری طرح های معماری مختلف، ممکن است در مقیاس ها اشتباهاتی رخ دهد.این اشتباهات تنها با در نظر گرفتن طرح از زاویه ای دیگر قابل شناسایی هستند.می توانید طرح خود را ابتدا در برگه های جدول دار بکشید.وقتی کارتان تمام شد، کار را بررسی کنید و اشکالات را رفع نمایید.

در زمان سایه زدن طراحی معماری از خطوط نا منظم استفاده کنید.

طرح زدن با خطوط افقی، عمودی، و مورب در زمان سایه زدن از اصول طراحی معماری معماری است.این موضوع به معمار کمک می کند تا بافت را خلق کند و انواع مختلف ویژگی های برجسته را ایجاد نماید.می توانید از خطوط کلفت و نازک برای سایه زدن استفاده کنید.می توانید با استفاده از خطوط نامنظم به طراحی معماری های خود رنگ و بوی دیگری دهید.استفاده از این خطوط کار را واقعی تر می کند زیرا خطوط نشان دهندۀ سایه های مختلف هستند.یک معمار می تواند از انواع مختلف سایه استفاده کند تا تضاد را نشان دهد.همیشه از انواع مختلف مداد با میزانِ پررنگی مختلف برای طراحی معماری خطوط نا منظم استفاده کنید.این موضوع کمک می کند خطوط برحسته شوند و اثر مورد نظرتان را ایجاد کنند.
اصول و روند کلی طراحی معماری

اصول و روند کلی طراحی معماری

راهنماهای تصویری را دانلود کنید.

منابع مختلفی بصورت آنلاین در این زمینه موجود هستند که بصورت کتاب الکترنیکی، مقاله، و فایل ویدئویی در دسترس هستند.برای درک بهتر طراحی معماری های جدید و تکنیک های سایه زدن، باید روش کار را مشاهده کنید.می توانید تکنیک های جدید را از طریق تماشای فایل های تصویری که در وب سایت های معماری و یا یوتیوب موجود هستند، فرا بگیرید.یوتیوب منبع خوبی برای فایل های آموزشی طراحی معماری است زیرا می توانید با انواع مختلف طراحان آشنا شوید.ارتباط با طراحان دیگر فرصت مناسبی برای پرسیدن سوالاتتان را در اختیار شما می گذارد.
منابع:saze-memari.com /memari98.com /farakarno.com /soroorstudio.com /decorasion.ir

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

اینستاگرام نقش شهر ، مفید و متفاوت :

نظرات و تجربیات خود را درباره این مقاله با ما و سایرین به اشتراک بگذارید.

۰ نظر

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *